تازه سرليکونه
د (ستاسو ليکني) نورې ليکنې
تازه سرليکونه
بېلابېلې ليکنې
فرعون کيست؟
 
  November 24, 2011
  0

فرعون کيست؟

فرستنده: مولوي (حماس پروانى)

درقران تقریباً زیاد از ۷۰ مرتبه نام فرعون و١٣١مرتبه نام موسىٰ عليه السلام آمده است، ازنام هيچ کافر و هيچ پيامبرى با اين کثرت در قرآن کريم ذکر نيامده است، دليل اين ترکيز بر دونام مذکورچيست؟ چرا داستان فرعون عليه اللعنة وموسىٰ عليه السلام اين همه شروح وتفصيل درقرآن امده است؟ آيا فرعون يک نام است يا يک نماد؟ آياشخص است ويانشانه يک نهاد؟ آيادرً رآن بعنوان شخص وسرگذشتش به بررسي گرفته شده ويابه حيث سمبول يک نظام ؟ آيا بدليل شدت درگيرى يهود با اسلام و دشمن شان با مسلمانان براين داستان ترکيزشده است ويا دلائل ديگرى دارد؟

اگرکمى دقت کنم به آسانى مي يابيم که اسلا َداستان مبارزه موسىٰ عليه السلام برضد فرعون دستگاه استبدادى اش عنوان نمونه تاريخى مبارزه حق باباطل آمده است که فرعون درآن ازهمۀ مستبدين ومستکبرين تاريخ نمائندگى ميکند و موسىٰ عليه السلام نقش همۀ پيام آوران عدل و ازادى رابه نمائش ميگذارد.

پيامبرعليه السلام مى فرمايد:

هر دورى فرعونى ودر برابرش موسىٰ است، فرعون امت من ابوحهل است.
شما اگربخواهيد به مشخصات نظام استبدادى از ديدگاه قرآن عميقاَ پى ببريد بايد داستان فرعون رادرقرآن دقيقاَ به مطالعۀ بگيريد و اگر خواسته باشيد مواصفات زمامداران ستمگر ومستبد رابازشناسيد ودر روشنائي کنيد بايد درائنه سيما که قران ازفرعون و د ستگاه فرعونى ترسيم ميکند به شناسائى آ ن برويد. چهرۀ اى را که قرآن حکيم ازيک نظام استبدادى در داستان فرعون ترسيم مى کند داراى اين ابعاد است:
الف _ نظام طبقاتى
دراين نظام مردم به دسته هاى گوناگون ، باحقوق و امتيازات متفاوت تقسيم شده، د ستگاه حاکم پاسدار نظام طبقاتى بوده حامى طبقه باﻻئى وسرکوبگر طبقه پائينى ميباشد:

۱: صناديد واشراف وسرمايه داران قوم فرعون که قرآن انرا(مـــــــﻻء ) يعنى دربارى هامى خواند.
۲: مامورين ارشد دستگاه حاکم ومشاورين فرعون که هامان سمبول آنان در اين داستان است.
۳: ارتشيان درخدمت نظام که قرآن آنانرا جنود و اوتاد فرعون مى خواند.
۴: سحره که شامل پيشوايان مذهبى مقرب دربار پوده مردم را اغوا واستخفاف نموده به اطاعت ازنظام مى کشانند.
۵: مستعفيفين که اکثريت محروم جامعه راتشکيل داده، نظام حاکم آنانرا به بىچارگى کشانده وموجبات ضعف وذلت وزبونى آنانرا فراهم ساخته، به کارهاى شاقه گمارده شده وقربانى رفاه طبقه حاکم مى شوند.

ب: خود بزرگى بينى
زمامداران اين نظام  خودرا از لحاظ نسب وحيثيت اجتماعى برتر وشريف تر از همه ومالک بلا منازع همۀ ثروتها وسرمايه هاى جامعه مى شمارند، هرتصرفى را درمال وجان مردم براى خود جائز مى پندارد.
قان درباره اين دوخصيصه اين نظام چنين مى فرمايد.
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءَهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءَهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ. القصص-۴
 يقيناَ که فرعون در زمين برترى جست واهالى اش رابه دسته ها تقسيم کرد، عده اى رابه زبونى مى گرفت، فرزندان شان را ذبح مى کرد و دوختران شان را ازنده گذاشت، بدون شک  که او(يکى) از تبهکاران بود.

اين آيه ازيک طرف، اعمال تبعىض ميان مردم وتقسيم بندى آنان به طبقات گوناگون اجتماعى وعدم مراعات عدل وبرابرى ميان انسانها را از مشخصات نظام استبدادى مى شمارد، ازسوى ديگرى تحديد نسل استضعاف وزبونى محرومان جامعه را از لوازم اين نظام مى خواند.
عده از مفسيرين ذبح فرزاندان بنى اسرئل راچنين تفسير کرده اند که گويا فرعون در رؤيايش ديده بود که طفلى دربنى اسىرائل بدنيا مى ائد که تخت وتاج اورابه زمين مى کوبد، معبرين رؤيا به او مشوره دادند که به کشتار فرزندان بنى اسرائل بپردازد واوچنين دستورى صادر کرد وهزران طفل را سربريدند، ولى اين ايه به صراحت توضيح که انگيزه فرعون ازاقدام به ذبح فرزندان بنى اسرائل چيزى ديگرى جز استضعاف وزبونى اين قوم جلوگيرى ازکثرت وقوت شان نبوده کثرت نفوس قوم مستضعف ومحروم ومحکوم به حدى بالا رود که احساس نيرومندى زقوت نموده به عصيان وبغاوت پپردازند.

برنامه اى که فرعون براى جلوگرى  ازاين خطر روى دست گرفت، شامل ذبح فرزندان بنى اسرائل بود. طبيعتاَ در جامعه که اقتدار وسرمايه وثروت دراختيار عدۀ محدودى قرارميگيرد وبر اکثريت جامعۀ، محروميت از ضرورى ترين  نيازها تحميل مى شود وبه کارهاى شاقه وتلاش هاى کمرشکن غرض تامين رفاه وآسائش طبقه حاکم  و ادار ميشود، ترس وبيم ازبغاوت هاوعصيانها درچنين جامعه اى امرطبعى بوده اگرمفکران حامى چنين نظامى، براى جلوگرى ازعصيان ها وقيام ها، برنامه تحديد نسل راسفارش دهند وبه مردم وانمود کنند که ريشه مشکلات گوناگزن جامعه رابا يدديد دراز ديا وکثرت روز افزون نفوس جستجوکردند نه دراعمال ستم وبى عدالتى وحق تلفى ها ازسوى نظام حاکم ومناسبات ظالمانه اقتصادى درجامعه، وبگويند که راه حل اين مشکل را نيز نبايد درنظام حاکم وتجديد نظردرساختارسياسي واقتصادى جامعه پى گرفت بلکه بايد با ماهش نفوس وتوازن ميان توليد و مصرف ازظريق تحديد نسل به معالجه اين مشکل رفت، درواقع راى و نظر اقامه کرده که تقاضاى طبعى چنين نظاميس.

اگرهامان بيش ازبيست قرن پيش ، به فرعون مشوره داد که بقاى نظام وجلوگيرى ازعصيان هاوقيام ها را باذبح فرزندان بنى اسرائل کند، امروز در قرن ما ونظام طبقاتى حاکم برجامع انسانى امروز، اقتصاد دانان مدافع اين نظام ومفکران رشد يافته دردامن الوده اين نظام ، همان مشوره را تکرارميکند وهمان کارراسفارش ميدهند، ولى باوسائل مدرن وپيشرفته سقط جنين، قرصهاى ضد حاملگى ، يعنى ذبح پسران با کارد نامرئي وبدون آنکه حلقوم ها بريده شود واثارزخم درگلوگاه فرزندان مظلومان مشاهده شود وبى جهت عاطفه مدافعان عدالت وبربرى رابرانگيزد.
واگربه مبلغان اين برنامه گفته شود که قرآن ، درباره انگيزه قتل وذبح فرزندان وتحديد نسل مى فرمايد:
وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا. الاسرا-۳۱

وپسران تانرا بنبرترس ازگرسنگى مکشيد، مابه انان وشما روزى ميدهم ، بدون شک کشتن آنان خطا و گناه بزرگيست.
 اين قضاوت براى انان قابل فهم نيست ، نميتوانند باورکنند که وسائل وامکانات رزق وروزى در زمين به حد کافى وبه تناسب پيدائش انسانهاست ، مشکل فقر وگرسنگى بنا بر قلب اين وسائل نه بلکه بنا بر توزيع غيرعادلانه اين وسائل و تصرف ظالمانه انسان درآن بوجود مى ايد. براستى اگرموجو د غير از انسان کره ديگرى برزمين بيايد و ناگاه پشنود که در اين جا زمامداران اين کره خاکى به زيردستان خود ميگويند نسل خروس ، خوک، مرغ وماهى را افزائش دهيد ولى از افزائش نسل خودتان جلوگيرى کنيد شائد برحماقت ان قسم انسانها اشک بريزدوازعملکرد بى رحمانه اش درخودش دست حيرت بگزد.

امروز که بيست در صد وسائل توليد وثروتهاى ومين دراختيار بيست درصد نخبگان وبرگزيدگان بوده وهشتاد درباقيماندۀ ساکنان محروم زمين و ادار شده اند تا بر%٢٠ بايماندۀ امکانات زمين اکتفا کنند وبه آنان گفته مى شود که نگواريد تعداد تان به حد بالا برود که اين مقدار%٢٠ مواد برايتان اکفايت نکند و مشکلات اقتصادي دنيا وبه تبعيت ازآن بحران هاى عميق سياسى راباعث شويد، نباي به فکرمطالبه حق از نخبگان مسلط برهستى زمين برآمده از آنان بخواهيد که درآب وخاک وزمين افريده شده وملک مشترک همه است ولى %٨٠ آنراشما زومندان تصرف کرده ايد بايد ما مستضعفان رانيز در آن شريک کنيد وديگر نمى گزاريم که ما ازگرسنگى بميريم وبنابرترس ازگرسنگى نسل ماکشته شود شما از اسراف وپرخورى مستى وعربده کنىد.

بيشتر ازنيازمندى هاى تعداد موجود ساکن برانرا دارد با ازدياد نفوس ، منابع جديد کشف مى شود وسطح توليد بالا ميرود، انسانها تا هنوز قسمت محدود زمين را اباد کرده و ازان براى توليد مواد خوراکى واز فيصدى کم آب براى مقاصد زراعتى اسفاده ميکنند، مشکلات انسانها ازناحيه قلت وسائل زامکانات موجود در زمين نبوده اساَ از ناحيه تسلط نظام فرعونى برزمين رنج مى برند. همين اکنون مصرف سالانه سگ وپشک خانگى درچند کشورغربى تسلط نظام فرعونى برزمين رنج مي برند همين اکنون مصرف سالانه سگ وپشک نانگى درچند کشورغربى معادل بيست مليارد دالر است که اين مقدار براي مصارف سالانه دوصد مليون انسان محروم در افريقا، آسيا وامريکا لاتين کفايت مى کند. اگر مصارف شراب وسگريت ، نوشابه ها، وچاکليت ها، بستنى ها وسائر اشياى اضافى رابر آن بيفزائم بدون شک براى همۀ محرومان دنيا کفايت مى کند. قران در رابطه با تصرف همۀ سرمايه ها وثروت ها وآب وزمين مصر فرعونى مى فرمايد: وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ. الزخرف-۵۱

وفرعون ميان قومش فريادکشيده گفت: اى قومم! ايا اختيارمصر واين همه نهرهاى که در(زمين ) تحت (تسلط) من جاريست ازآن من نيست مگرنمى بينىد.
وخو درا مالک بلا منازع سرزمين مصر ونهرهايش مي شمارد. ازديدگاه قرآن، هر زمامدارى که ثروتهاى کشورش را امانت وجامعه ومتعلق به همه نشمرده وتصرف دلخواه دراين امانتهارابراى خود جائز بشمارد در واقع فرعون سرزمين خودش است.

ج: تمرکزسرمايه ها دردست عده محدود
تمرکزسرمايه ها دردست عده محدود ازخصوصيات ديگرنظام فرعونيست، قرآن در رابطه با سرمايه هاى يکى ازحواريون فرعون ومقربين دربارش بنام قارون که فردى اوقوم بنى اسرائل بودوبه به فرعون پيوست وبرقوم خودستم کرد ودرزمره مقربين دربارقرارگرفت ومالک چنان ثروت وسرمايه شدکه حمل کليد گنج اوبر تجمعى از افراد تنومند گرانى مي کرد، چنين مى فرمايد: إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآَتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ. القصص-۷۶
قارون که ازقوم موسىٰ بود وبرآنان ستم کرد وگنج هاى به وداده بوديم اورا از گنجها آنقدركه كليدهاى او گرانى ميكرد بجماعۀ صاحبان قوت....
                     قرآن يکى ازاهداف عمدۀ نظام عادلانه اقتصادى را جلوگيرى ازدست بدست شدن سرمايه ميان اغنيامى شمارد ومى فرمايد:
كَيْ لَا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِيَاءِ مِنْكُمْ. الحشر-۷
تاميان اغنيا دست بدست نشود. 

 درهر نظامى که عده اى ازطريق تقرب وتوصل به دستگاه حاکم ، صاحب سرمايه ها وثروت هاى باد آورده شوند وعده محدودى برامکانات جامعه قابض گرديده سرمايه ميان اغنيا دست بدست شود، از نظرقرآن نظام فرعون ىست. فرعون کسيست که پس از رسيدن به زمامدارى بجاى آنکه خود را خادم مردم بشمارد، برعکس آقا وبادارى مردم شود وانانرا برده وبنده خود شمرده نسبت به مردم احساس برترى کند، آنانراحقيروذليل سشازد، ازهمه بخواهد اورا ستائش نموده و در برابرش کرنش کنند، ازفرامينش اطاعت نمايند وحرف اورا اخرين خرف بشمارند، در زنگى اورا مطاع واله بگيرند وپس ازمرگش در بربر مجسمه ومقبرۀ او انحناء کنند، هرکه با مردم چنين معامله کند فرعون است.
قران اخطارفرعون باموسىٰ عليه السلام نقل نموده مى فرمايد:
قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ (٢٩) : الشعراء
اگرالٰهى جز از مرا(عبادت) گرفتى حتماً در زمرۀ (سائر) زندانيان (زندانى ات) کنم
چزن موسىٰ عليه السلام گفت با او:

بنى اسرئل را ازاد بسازازشکنجه وتعذيب انان دست فروبند،گفت، مگر تو دست پرورده مانيستى؟ موسىٰ عليه السلام درجوابش گفت: اين نعمت رابراى ان برمن منت مى گذارى که بنى اسرائيل رابه بردگى وبندگى کشانده اى:
وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدْتَ بَنِي إِسْرَائِيلَ (٢٢) : الشعراء
اين نعمتى که برمن منت ميگزارى براى ان است که بنى اسرائيل رابه بندگى کشاده اى

هـ: استخفاف قوم براى اطاعت ازومامدارا
هرنظاميکه زمامدارش با اين منظور به استخفاف وتحميق مردم متوسل شود که از او اطاعت کنند، نظام فرعونيست، قرآن درباره تبليغات دروغين برعليه موسىٰ عليه السلام وتحميق مردم غرض اطاعت ازاومى فرمايد:
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ (٥٤):الزخرف
پس قومش راتحميق کرد که درنتيجه از او اطاعت کردند، چون فاسق بودند.
چون قوم فاسق بود تحت تاثير خدعه فرعون رفت وبه اطاعت وپيروى از او پرداختتند.

و- اعمارقصرهابراى نمائش قدرت
 قران اعمار قصرهاى کاخ ها براى نمائش قدرت و جاه وجلالش را نشانه ديگرى نظام فرعونى مى خواند آنجاکه مى فرمايد:
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحًا لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ (٣٨) وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ (٣٩) فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانْظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ. القصص-۴۰
آيابرهربلنداى نشانه (وبينائى) مى سازيدعبث وبى هوده وساختمانهاى (بکار) گرفته ايدکه گويا جاويد خواهيد ماند؟ ودستبردتان ستمگرانه است چه مصارف کمرشکنى برقصرهاى مجلل وپرشگوه زمامداران درکشورهاى صورت ميگيرد که اکثريت مردمان آن ازفقر وگرسنگى جان ميدهد، انسان زمانى به ماهيت اين نظام ها وکنه تبصره هاى قرآنى درمورد قصرهاى افسانوى زمامداران آن پى مى برد که اين کاخ هاى مجلل رابا کوخ هاى حقر اکثريت رعاياى شان مقائسه کند.
 

سرته